تبليغاتX
مائده آسمانی

مائده آسمانی

اعتبار آدمها به حضورشان نیست..به دلهره ای است که در نبودنشان درست می کنند . .

پسر ایرانی...


این بار اگر زن زیبارویی را دیدید...


هوس را زنده به گور كنید...!!


و خدا را شكر كنید برای خلق این زیبایی!!!


زیر باران اگر دختری را سوار كردید...



جای شماره به او امنیت بدهید!!!


و او را به مقصد مورد نظرش برسانید... نه به مقصد مورد نظرتان!!!


هنگام ورود به هر مكانی...



با لبخند بگویید: اول شما!


در تاكسی، خودتان را به در بچسبانید، نه به او!!!



بگذارید زنِ ایرانی وقتی مرد ایرانی را در كوچه خلوت می بیند...



احساس امنیت كند نه ترس!!!!!!!


بیایید فارغ از جنسیت كمی مرد باشید!!!

نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 19:44 توسط یه تنها|

چشمانت را ببند...


آرزویم کن!...



به همان خدا قسم...



وجودم را برایت بر آورده میکنم...
!!


تو فقط ب
خواه و آرزو کن...



نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 19:7 توسط یه تنها|

شنیدید که میگن:


اونی که گریه می کنه یک درد داره...



اما اونی که می خنده هزار تا؟؟!!



من میگم اونی که می خنده هزار تا درد داره...



ولی اونی که گریه می کنه، به هزار تا از دردهاش خندیده
...


اما جلوی یکیشون کم آورده!!!!




نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 20:38 توسط یه تنها|

تبریز- مراسم تشییع پیکر مطهر شهدای گمنام صبح امروز سه شنبه با حضور گسترده مردم در تبریز برگزار شد.این دو شهید از ساعت 10 صبح از میدان شهدای تبریز تا میدان ساعت تشییع و ساعت 12 برای تشییع و تدفین به دانشگاه ما(دانشگاه آزاد تبریز)منتقل شد .بعد اینکه تشییع شد در جلوی مسجد عزاداری و بعد در حسینیه ی دانشگاهمان تدفین شدند.امیدواریم بتوانیم خادمی این دو شهید گمنام را بجا بیاوریم.الهی آمین.

نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 17:31 توسط یه تنها|

در حالی که تمام مردم این شهر زخم به دل دارند...


ولی تو پولدار ترین آدم این شهر نیستی...


نمی دانم...


تو برای ما چسب می فروشی...


یا ما برای تو زخم!!!!!!!!


نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 17:20 توسط یه تنها|

دست های کوچکش به زور به شیشه های ماشین شاسی بلند

حاجی می رسد!!!


التماس می کند: آقا آقا "دعا" می خری؟؟!!


و حاجی بی اعتنا تسبیح دانه درشتش را می گرداند...


و برای فرج آقا "دعا" می کند...!!!!

نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 17:19 توسط یه تنها|

بیخودی خندیدیم
که بگوییم دلی خوش داریم

بیخودی حرف زدیم
که بگوییم زبان هم داریم

و قفس هامان را
زود زود رنگ زدیم
و نشستیم لب رود
و به آب سنگ زدیم

ما به هر دیواری
آینه بخشیدیم
که تصور بکنیم
یک نفر با ماهست

ما زمان را دیدیم
خسته در ثانیه ها
باز با خود گفتیم
شب زیبایی هست!

بیخودی پرسه زدیم
صبحمان شب بشود
بیخودی حرص زدیم
سهممان کم نشود

ما خدا را با خود
سر دعوا بردیم
و قسم ها خوردیم
ما به هم بد کردیم
ما به هم بد گفتیم

بیخودی داد زدیم
که بگوییم توانا هستیم
بیخودی پرسیدیم
حال همدیگر را
که بگوییم محبت داریم
بیخودی ترسیدیم
از بیان غم خود
و تصور کردیم
که شهامت داریم

ما حقیقت ها را
زیر پا له کردیم
و چقدر حظ بردیم
که زرنگی کردیم

روی هر حادثه ای
حرفی از پول زدیم
از شما می پرسم
ما که را گول زدیم ؟!

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 19:35 توسط یه تنها|

یاخشی تانیرام اونو

ایل لردیر

ائل لری

یاندیریر

یاخیر

اولومجول ائدیر

 اولدورمه ییر

بیلیرسن می؟

د

ر

د

ی

دئییرم

 

*******

اورا خوب می شناسم

سالهاست

جماعتی با او

می سوزند

و

می سازند

تادم مرگ می روند

اما نمی میرند

می دانی؟

د

ر

د

را

می گویم

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 19:34 توسط یه تنها|

دکتر علی شریعتی:


زنــی که زیبــایی اندیشـــه پیدا کـــرده باشد زیــبایی بدنــش را نشــان نمی دهـــد.


نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 19:32 توسط یه تنها|

واگویه پسر شهید احمدی روشن با حضرت خورشید

من به پدرم یه قول مردونه دادم...

 مشرق: سلام آقاجون! من چهارسالمه. من شما رو خیلی دوست دارم. خیلی خوشحالم که امشب اومدی خونمون. فقط نمی دونم، چرا بابا مصطفام هنوز نیومده...
به ادامه مطلب مراجعه نمائید.


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 19:30 توسط یه تنها|


آخرين مطالب
»
»
»
» دانشگاهم...
»
»
»
»
»
»

Design By : Pichak